تا کی بايد تفکر بازدارنده را تحمل کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                                بنام آن يگانه زنده هستي بخش

 

دوستان سلام:

تو پست قبلي از تفكر بازدارنده با هاتون حرف زدم و

گفتم كه يه جور طرز فكر ه كه جلوي خلاقيت ما رو

 مي گيره و هميشه با خورش ترس رو مياره .

به همين دليل ما به خيلي چيزها تو زندگيمون

« نه» آورديم.

حالا مي خوام از نشانه هاش برتون بگم، نشانه هايي

كه ممكنه براي خيلي از ما تو زندگي و كارهاي روزمره

 و ... پيش اومده باشه.

برخي از اين نشانه ها اينها هستن:

تنبلي يا رخوت: در واقع يكي از اولين نشانه ها تنبلي

 يا رخوته، يكجور بي تفاوتي در برابر تغييرات كه

به شكلهاي مختلف رفتاري يا افكاري و يا

احساسي نمود پيدا مي كنه.رفتاري

مثل اينه كه يه بچه رو مي بينيم

 كه در حال دوچرخه

سواريه،

يهو تعادلش

رو از دست ميده

 و  اگه بسرعت

بطرفش نريم و جلوي

افتادنش رو نگيريم، يعني

 دچار تنبلي رفتاري هستيم.

يا در مورد تنبلي احساسي، اگه

مثلا شاهد يا حتي شنونده يه خبر يا

حادثه خوشحال كننده يا ناراحت كننده باشيم

و تغيير حالتي در ما بوجود نياد، دچار تنبلي احساسي هستيم.

ناتواني در انجام تغييرات لازم: اين تغييرات هم ميتونه

دروني باشه مثل تغيير عادتها و هم بيروني

 باشه مثل تغيير تو انجام دادن امور يا

چيدمان وسايل (منزل يا محل كار و ...).

نداشتن آمادگي : يادمون باشه كه مافقط يكبار

مي تونيم بگيم غافلگير شديم ، مثلا لاستيك

ماشين پنچر ميشه و زاپاس هم باد نداره،يا

 برق ميره و شمع تو خونه نداريم. اگه اين

حوادث باز هم تكرار بشه ديگه كلمه غافلگيري

 مناسب نيست اين ديگه ميشه بهانه و

اين يكجور از تفكر بازدارنده هست.

تعلق خاطر: دوست داشتن و تعلق خاطر پيدا كردن،

باعث وابستگي ما به اونها ميشه كه بعضي از

اينها هيچ سودي هم براي ما نداره و در عين حال

 نمي تونيم اونها رو كنار بذاريم. هروقت هم كه

مي خوايم اونها رو كنار بذاريم، هي به تاخير

مي اندازيمش يا دنبال راههايي مي گريم كه

 اونچه رو كه دوست داريم از دست نديم .

 خوب اين ها بعضي از نشانه هاي اين نوع

 تفكر بود  كه مانع انجام خيلي از كارها و

هدف هاي ما ميشه. اما در عين حال اين

نكته هم جالبه كه بدونيم اگه ما ستاوردهاي

 گذشته خودمون رو خراب كنيم يا سنت ها

 رو زير پا بذاريم، نمي تونيم مسير رشد و

 ترقي رو طي كنيم و هي در جا مي زنيم .

 بلكه بايد اونها رو نگهداريم و اونچه رو كه

زائد و اضافه هست رو تغيير بديم. در واقع

خيلي از ارزشهاي انساني هم به همين

شكله، مثلا از هزاران سال پيش دروغ يه

 كار زشت و ناپسند محسوب ميشه و

الان هم زشت و بده و تاهزاران سال ديگه

 هم ناپسندو زشت خواهد بود. پس در مورد

 اين موضوع تفكر بازدارنده خيلي هم خوبه

و توخيلي از مسائل ميشه ازش كمك گرفت.

تفكر بازدارنده رو فقط براي آنچه كه تغيير

پذيره، به كمك مي گيريم و براي آنچه كه

 تغيير پذير نيست بكار نمي گيريم.

البته اين نكته رو هم لازمه كه بدونيم و اينكه

 اون رو با احتياط اشتباه نكنيم. در بعضي موارد

 لازمه كه شرط احتياط رو بجا بياريم و به

بررسي و آزمون هم دست بزنيم كه اين ديگه

 تفكر بازدارنده نيست بلكه نشانه اي از عقل

 و خرد ما محسوب ميشه.

در واقع بايد هميشه هوشيار باشيم و

 هوشمندانه نگاه كنيم و هوشمندانه عمل كنيم.

اگه خوب مسائل رو كشف كنيم و اونهارو بشناسيم،

و در اون چيزهايي كه لازمه، تغييرات مثبت ايجاد كنيم،

مطمئنا كمتر دچار تفكر بازدارنده خواهيم شد.

خوب، اميدوارم كه براتون جالب باشه.

من منتظر ديدن نظرات و پيشنهادات و

انتقادات شما ياران صميمي هستم.

  

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید