!! لوح نانوشته!!

بنام او كه ظاهر است و باطن

دوستان سلام:

از پست قبل قرار شد كه كيستي انسان را از نقطه نظر گرجيف تا حدودي شرح بدم. از وضعيت انسان امروزي گفتم و اينكه انسان مثل صاحبخانه ايست كه چهار طبقه بناي مجلل در اختيار داره اما در زير زمين اين خانه در محروميت و تاريكي بسر مي بره و فراموش كرده كه چگونه مي تونه به طبقات بالاي اين خانه بره. حالا ادامه مطلب ...

لوح نا نوشته 

هر یك از افراد بشر با یك جوهر یا طبیعت ذاتی متولد می‏شوند. این جوهر یك لوح نانوشته و یا توده‌ا‏ی سفید و بدون نظم نیست. ذات بسیاری از مردمان عملاً مرده است، هر چند كه به نظر می‏رسد آن ها به زندگی عادی خود ادامه می‏دهند. انسان حقیقت خودش را به یاد نمی‏آورد. او در نفس خود گم شده است. توجه‌اش به سوی بیرون جهت داده شده و هیچ هشیاری‌ای برای مشاهدۀ حالات درونی‌اش باقی نمانده ‏است. 

قفس را رها كن...

انسان شرطی‌شده، نه ظرفیت و توان انجام كاری را دارد و نه «اراده آزاد». در حقیقت هیچ عملكردی از ارادۀ آزاد، برای چنین فردی ابداً وجود ندارد. برای رشد و تعالی ذات می‏باید بر روی خویشتن كار كرد، و كار كردن بر روی خود وابسته به تعادل میان یك ذات نسبتاً سالم وشخصیتی‌ست كه مچاله و خرد نگردیده است...

ادامه دارد...

 

                                                                   منبع نشریه علوم باطنی

منتظر ديدن نظرات شما ياران عزيز هستم.

الهي رحمت و بركتت را برما ارزاني دار.

 

 

 

 

/ 0 نظر / 33 بازدید