شش کلاه تفکر

سلام دوستان:

حتما شنیدین که میگن هروقت خواستی وجدانت رو محاکمه کنی کلاهت رو قاضی کن. چند وقت پیش یه متنی رو ترو مجله علوم باطنی خوندم که راجع به کلاه تفکر بود. پیش خودم گفتم کلاه قاضی شنیده بوديم اما کلاه تفکر دیگه چه صیغه ایه. ولی مطلب رو خوندم و خیلی جالب بود. حالا قسمتهایی از متن رو اینجا می نویسم و میدونم که شما هم خوشتون میاد.

اونهایی که به حوزه فکر و تفکر آشنایی دارن، حتما «ادوارد دوبونو» و مدل معروفش رو تو تفکر واگرا میشناسن.

حتما میگین تفکر واگرا یعنی چی؟ خیلی ساده ست.در تفکر واگرا فرد مسایل سخت و پیچیده رو با استفاده از خلاقیت حل می کنه و همینطور از تفکر جانبی و عناصری مثل آگاهی و هوشیاری بهره می بره.در تفکر واگرا الگوی پیشنهادی دوبونو شش کلاه تفکر نام داره. درواقع متفکران زمانی که راههای عادی مناسب به نظر نمی رسه، به روشهای غیر معمول فکر می کنن و نوع نگاه کردن به موضوع رو تغییر میدن. اونها در فضای راه حل ها حرکت می کنن و گام های مناسبی برای رسیدن به پاسخ درست رو طی می کنن. در اصل در چنین شرایطی میدان تصمیم گیری وسیعتری رو تجربه می کنن. شش کلاه هم یکی از همین روشهاست وقدرت انعطاف پذیری ذهن رو بالا می بره و از زوایای مختلف به موضوع نگاه می کنه.

در شش کلاه تفکر فرد برای قضاوت کردن و تصمیم گیری و رسیدن به نتیجه ، کلاه خودش رو قاضی می کنه وبرای هر موضوعی کلاه خاص خودش رو به سرش می ذاره.

حالا انواع کلاه ها :

کلاه سفید: تمرکز روی اطلاعات، اعداد و ارقام واستنتاج های منطقی.

کلاه سیاه: شکاک بودن، تمرکز ....

برداشتي از نشريه علوم باطني شماره 6

 

/ 0 نظر / 11 بازدید