تفکر الگویی

تفکر الگویی (الگو شناسی و الگو یابی) یکی از شاخه های هنر تفکر متعالی ست. قصد، دادن روش نیست، بلکه به نوعی آشنا شدن با این مقوله و اینکه شناخت الگوهای آفرینش (نرم افزارهای الهی) تا چه حد ضرورت داره؟ و نیز دانستن روش های تفکر، آن هم تفکری بر مبنای باطن و ظاهر زندگی (و نه فقط ظاهر آن) تا چه اندازه مهم است؟

مفهوم یابی حرکات و تحولات جهان

به نظر شما آیا با نگاه کردن به یه حلزون میشه فهمید که کهکشان مارپیچی ست؟ و یا چرا بیشتر موجودات موقع ترس رفتارهای مشابهی از خودشون نشون میدن؟ و یا، آیا میشه که از مطالعه جسم، به اسرار روح پی برد؟و...پاسخ همه این پرسش ها به حوزه ای با نام «الگوها در آفرینش» بر می گرده. انسان این عصر، راه های هماهنگی برای بازگشت به جهان های بالایی رو در اختیار داره که فهم و شناخت الگوها در آفرینش یکی از اونهاست.ما در عصر ظاهر گرایی زندگی می کنیم پس میشه از درک وشناخت همین ظاهر، پلی برای ورود به حوزه باطنی و ماورا هستی ساخت.قانون بزرگی وخود داره که میگه:«آن چه در بالاست، در پایین نیز هست و آنچه در درون است در بیرون نیز هست .»این قانون که به الگوهای آفرینش هم اشاره داره، میخواد این رو بگه که چه جوری با شناخت الگوهای جهان بیرونی میشه به حوزه متقارن باطنی وارد شد.نکته مهم داشتن یه نگاه مفهوم یاب به پدیده های این جهانه. به طور مثال ما میگیم چرا آسمون آبیه؟ ویا چرا زمین کروی ست؟اما نگاه مفهوم یاب می پرسه کروی بودن آسمون چه معنایی داره؟ ویا مفهوم آبی بودن آسمون چیه؟در واقع یه جوینده الگوهای آفرینش، خودش رو با جزئیات سطحی سرگرم نمی کنه، بلکه به مفاهیم نهفته در پشت اونها توجه می کنه. به زبون ساده تر حرکتی ذهن گرا رو از سطح جهان فیزیکی به حوزه های درونی تر هستی، شروع می کنه.خوب نظرتون چیه؟ این موضوع ادامه داره و تو پست بعدی ایعادش رو هم میگم. به امید انکه براتون جالب باشه منتظر نظرتون هستم. 

                                                              با برداشتی ازعلوم باطنی6

 

/ 0 نظر / 2 بازدید