بنام خداوند زنده<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پویایی

يكي از دوستان پرسيده كه زنده انديشي چيه؟ براي اينكه منظورم رو برسونم ميخوام براتون از دوران دورم بگم، دوراني كه توي رشدم تاثير زيادي داشت...

دوره دبیرستان که بودم دبیر خوبی داشتم. یادش هر کجا که هست بخير باشه.با وجودی که علوم اجتماعی درس می داد اما همیشه تو کلاس بحث آزاد میگذاشت. کلامش گیرا و خلاق بود. شعر هم زیاد میدونست طوری که برای تاکید هر سخنش یک بیت شعر از یک شاعر میگفت که خیلی به دل می‌نشست. همیشه میگفت: «انسان وقتی زنده‌ست که در حرکت و تعامل باشه، پویا باشه و ذهنش رو مدام فعال کنه.» میگفت:« رکود و ایستایی مرگ میاره.همیشه در جستجو باش و بگرد و پیداش کن».

همینطور از روح انسان حرف میزد میگفت: «وقتی به ندای درونت گوش میدی در واقع دنبال روحت هستی. روحی که اصل ذات و نهاد آدم رو شکل میده و باعث میشه عشق در وجودت زنده‌تر بشه.»

از عشق روحانی میگفت، عشقی که مولانا وحافظ نسبت به هم داشتند، عشقی که عطار و بسطامی داشتند. میگفت وقتی که به ندای درونت، به ندای قلبت گوش میدی، خودت رو با ‹‹او›› پیوند میزنی و عاشق میشی.اونوقت  دوباره متولد میشی و همه جریانات زندگیت تبدیل به یک ‹‹مولود زنده›› میشه.روحت، نوع تفکرت، عشقت و در نهایت کلامت......

حالا اين نداي درون چيه؟ و چطور ميشه به اين ندا گوش كرد؟ به نظر ميرسه كه هر كسي بايستي تجربه خودش رو داشته باشه. اما اينكه آدم به اين فكر باشه كه به نداي درونش فكر كنه خودش آغاز يك تجربه است. يك جور تجربه زنده! شما چي فكر ميكنيد؟

 

 

‌‌

 

 

 

/ 0 نظر / 3 بازدید