جهان پرشسها؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!

به نام خداوند جان و خرد

سلام دوستان :

آيا تابحال از خودتون پرسيدين كه پرسشها

چه نقشي در زندگي ما دارن؟

مطمئنا همتون يه جوابهايي دارين.

خوب اگه موافق باشين با همديگه

يه كم راجع بهش حرف بزنيم.

پرسشها مي تونن ما رو شاد يا غمگين كنن،

به ما قدرت ببخشن و ما رو به سكوت

ببرن. بطور كلي ميتونن مارو به

فكر كردن يا بهتر بگم تفكر

 كردن دعوت كنن.

همونطور

كه قبلا هم

نوشتم، متفكر

 كسي ست كه مي

تونه از پرسشها به خوبي

و درستي استفاده كنه و ما

براي اينكه بتونيم بهتر از پرسشها

استفاده كنيم اول از همه لازمه كه

 اونها رو بشناسيم. حتما مي پرسين چطوري؟

خيلي آسون و راحت، با يه جمله كوتاه،

«يعني چه؟» درسته با دوكلمه

«يعني چه؟»

حالا «يعني چه؟» اصولا يعني چه؟

بايد بگم كه يعني چه؟ دريافت كردن معاني چيزهاست.

هرچيزي هم ظاهر داره و هم باطن.

راه ورود به درون و باطن

هرچيزي همين

 سوال «يعني چه؟» است.

 ما اگه باطن چيزها رو نفهميم

شناحت ما ناقصه و شناخت ناقص

هم عمل ناقص مياره و عمل ناقص نه

تنها بي نتيجه است بلكه ممكنه نتيجه عكس

 هم داشته باشه. چونكه چه بسا چيزهايي در

ظاهر خيلي زيبا باشن ولي در باطن معني زشت

و ناپسندي داشته باشن. مثل كسي كه

اشعار و سخنان زيبا و

 حكيمانه

 رو روي ديوار خرابه ها و جاهاي پست مي نويسه

 ويا كارهايي كه در ظاهر جلوه خوبي ندارن

 اما معني عميقي دارن مثل معلمي

كه براي تعليم شاگرد خود،

به او تمرين هاي

سختي ميده.

من فكر كنم آوردن «يعني چه؟»

به زندگيمون يه كار مهم و اساسيه و

يه جريان تازه اي در روح ما بوجود مياره

كه با استفاده از اون به عمق و درون خيلي

چيزها پي مي بريم و به خيلي از پرسشهاي

ديگمون هم مثل من كيستم يا هدفم چيه يا چه

 مي كنم و... بهتر و عميق تر فكر كنيم و پاسخ اونها

رو هم پيدا كنيم.

يادمون باشه كه در سال جديد با

حضور زنده خداوند و با پرسشهاي

زنده و« زنده گي» بخش بتونيم

بهتر و بيشتر به سوال اساسي

زندگيمون يعني« من كيستم» بپردازيم.

با نظراتتون من رو ياري كنين.

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید